دختر ته تغاری پاییز

خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی:)

دختر ته تغاری پاییز

خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی:)

لبخند، بیش از چند لحظه دوام ندارد

اما خاطره ی آن جاودانی است..

"آبراهام لینکلن"

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات

من و سرماخوردگی همین الان یهویی;-)

يكشنبه, ۲۷ آبان ۱۳۹۷، ۱۱:۳۵ ب.ظ

مدرسه که میرفتم عاشق سرماخوردن بودم...بخصوص اینکه صدام بدجور بگیره و نتونم صحبت کنم(همون صدای خروسی خودمون)

و جالب اینجاست که اصلا سرما نمیخوردم و اگر هم قرار بود بخورم تعطیلات تابستان بود!!!

حس میکردم سرماخوردگی هم نوعی جلب توجه حساب میشه.البته بیشتر واسه درس جواب ندادن!

وقتی که مدرسه ها تمام شد و صبح زود میرفتم کلاس بشدت سرمامیخوردم و کلا دیگه صدایی نداشتم...

ولی اون موقع دیگه عاشق سرماخوردگی نبودم!چون به صدام احتیاج داشتم وگرنه کلاس رفتنم بیهوده بود!و نه تنها جلب توجه نمیکرد بلکه افرادی که سرما میخوردن شبیه کسانی که آنفولانزای خوکی گرفتن باید گوشه گیری پیشه میکردن و آخر کلاس جدای از دوستان و دور از استتد به سر میبردند!

این شد که به این نتیجه رسیدم استدلال هایی که دوران مدرسه برای افکارم داشتم ناشی از بیآگاهی خودم بوده نه احساساتِ کافی...

******

هیچوقت فکر نمیکردم یه روزی انقدر راحت لباس بخرم!اون هم لباس مجلسی! و چقدر باید خدا رو شکر کنم از نعمتی که بهم داده....و از خدا بخوام صبری را که بهم نداده!احتمالا زمانی که صبر تقسیم میکردن بین آدما من بهم صبر زیاد نرسیده!!:-D 

******

از انتظار اصلا خوشم نمیاد!از اینکه یکی اصرار کنه بر موضوعی و بعد که خودتو راضی میکنی حداقل درموردش فکر کنی ولی بعد اون فرد بره پست سرشو نگاه کنه متنفرم!

این دیگه تقصیر مسئولین کشور اسلامی نیست؛ فرهنگ داشتن تو ذات و تربیت آدمه!

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۸/۲۷

نظرات  (۱)

عزیزم
پاسخ:
:)))))

:-* 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">