دختر ته تغاری پاییز

خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی:)

دختر ته تغاری پاییز

خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی:)

لبخند، بیش از چند لحظه دوام ندارد

اما خاطره ی آن جاودانی است..

"آبراهام لینکلن"

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات

ساعتی خواهم ساخت

سه شنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۷، ۰۱:۱۵ ق.ظ

ساعتی خواهم ساخت...

خواهم انداخت به دیواره ی شهر

که در آن هیچ نباشد دیری!

مادر از خواب شود دیر بیدار

که نیاید سر ما غر بزند...که نگوید ظهر شد

بگذارد بخوابیم تا ظهر...

تاحسودی نکنم به سحرخیزِ شب!

هروقت چشم باز شد.بشود صبحِ سحر خیزیِ ما...

نشود صبح قضا...

چه نمازِ شب ها که توان خواند در این ساعت ها و نترسم که اذان گویند و من بین نماز...

پشت این ساعت ها خاطراتی ست زیبا...

و چه تلخ است دیر شدن های کلاس!

و چه بدتر نگاه استاد...

ساعتی خواهم ساخت...

دور خواهم شد از این استرسِ پرهیجان

نه به فجر کاذب دل خواهم بست...

نه به نیمه شب تنهایی ها...

ساعتی خواهم ساخت(^_^) 

+پ.ن؛نصف شبی دلم خواست که شعر سهراب عزیز را شهیدش کنم:-D  

+پ.ن؛ ذوق است دیگر...شاعر که نباشی شعر بقیه را دست کاری میکنیヅامیدوارم سهراب عزیز بنده را عفو و صفح نمایند!

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۷/۰۸/۲۲

نظرات  (۲)

۲۲ آبان ۹۷ ، ۰۱:۴۵ سِـــــــد جَــــــواد
خلاقیت خوبی دارید
عالی

سهراب رو رستم نکشه 
شما میکشید
پاسخ:

خوب میخونید
ممنون
با رستم با هم میکشیم:-D 
:) روح سهراب جان هم شاد
پاسخ:
دقیقا(^_^) 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">